پس انداز کنندگان بازنده هستند، حتی سگها | ۱۲ اکتبر ۲۰۱۹
من یک سگ دارم که در مورد او چیزهای زیادی نمی نویسم اما او مثال خوبی است که چرا پس اندازکننده ها بازنده هستند و اینکه ما در مؤسسه RichDad چقدر درباره پول متفاوت فکر میکنیم.
قبل از شروع ارسال پیام های توهین آمیزبه من، بگذارید برایتان توضیح دهم.
من سگم را دوست دارم. نام او کیوتی است. من فقط به عنوان یک مثال از او استفاده می کنم.
روزی از روزها، به کیوتی جایزه مورد علاقه اش را دادم، یک استخوان سگ.
او بلافاصله به حیاط پشتی دوید و شروع به کندن زمین کرد تا جایی که سوراخی کافی برای دفن استخوان داشته باشد.
این کار باعث خنده من شد. او بلافاصله این کار را کرد و حتی به انجام آن فکر هم نکرده بود. او برای نگه داشتن استخوان، از پیش برنامه ریزی شده بود.
من فکر می کنم مردم نیز همینطور هستند. از بدو تولد به ما یاد داده شده است که پول خود را پس انداز کنیم چون پس انداز کردن پول، تنها راه بازنشستگی ما در روزهای کهنسالی است.
به هر حال من نگاهی دقیق تر به محل دفن استخوان او انداختم.
طبیعت قبلاً حمله خود را آغاز کرده بود:
- مورچه ها قبلاً آنجا بودند و هر آنچه را که از آن استخوان می توانستند خارج کرده بودند.
- همانطور که من آنجا بودم، دیدم که پرندگان در حال از بین بردن محل دفن استخوان و شروع به نوک زدن در میان خاک کرده اند.
- البته همانطور که در مدرسه آموخته ایم، خود طبیعت شروع به خوردن استخوان از طریق باکتری ها، جلبک ها و سایر عوامل تجزیه کننده میکند.
کیوتی ممکن است از استخوان خود در مقابل سگهای دیگر محافظت کند، اما او متوجه نیست که نیروهای دیگری وجود دارند که استخوانش را از او میدزدند. نیروهایی که او از آن بی خبر بود و هرگز به فکرش نرسیده و یا فقط نتوانست آنها را ببیند.
کیوتی به آرامی استخوان خود را از دست می داد و حتی این موضوع را نمی دانست.
همین اتفاق برای اکثر مردم این دنیا روی میدهد. آنها با پس انداز پول خود، به علت وجود نیروهای اقتصادی دیگر پول خود را از دست میدهند.
بیشتر مردم مثل پدر بی پول من هستند. پدر بی پول من به پس انداز پول اعتقاد داشت. او اغلب میگفت: “یک دلار پس انداز شده، یک دلار درآمد است.”
او تمام عمر خود را پس انداز کرد و نفهمید که پس از سال ۱۹۷۱ دلار دیگر پول نیست.
میدانید که، رئیس جمهور ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ قوانین پول را تغییر داد. قبل از سال ۱۹۷۱ دلار آمریکا پول واقعی بود که به طلا و نقره متصل بود، به همین دلیل دلار آمریکا به عنوان گواهی نقره شناخته میشد. پس از سال ۱۹۷۱ دلار آمریکا به برگه یادداشت ذخایر فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) تبدیل شد.
در همان سال، دلار آمریکا شکل پولی خود را از دست داد و تبدیل به ارز شد. تبدیل به یک بدهی شد که مودیان مالیاتی آمریکا مجبور به پرداخت آن شدند.
اکنون تقریباً ۵۰ سال بعد، تورم ارزش دلار ما را میخورد. چیزی که با یک دلار در گذشته قادر به خرید آن بودید، اکنون بسیار تغییر کرده است. از سال ۱۹۷۱ ، دلار آمریکا ۹۵٪ از ارزش خود را در مقایسه با طلا از دست داده است. این مانند این است که مورچه ها استخوان کیوتی را میخورند.
از آنجا که نرخ بهره بانکی برای پس انداز پول شما پایین تر از نرخ تورم است، پول شما در حساب های بانکی در حال تجزیه است. هر روزی که پول شما در بانک است، از ارزش آن کاسته میشود.
اکنون مالیات، بدهی شده است که باید آن را بپردازیم و آن نیز پول شما را میخورد. آنها مانند پرندگانی هستند که استخوان را نوک میزنند.
ایده طرح بازنشستگی (k-401) طرح پوشالی (بی ارزش) نهایی است. در ایالات متحده، طرح (k-401) یک حساب بازنشستگی مشترک به همراه مالیات است که در زیرمجموعه قانون درآمد داخلی تعریف شده است. براساس این طرح، مبالغی بابت پس انداز دوران بازنشستگی توسط کارفرما قبل از پرداخت مالیات از حقوق کارمندان کسر میشود. (بنابراین مالیات معوق در زمان بازنشستگی پس گرفته میشود و طبق قانون، این عمل مجاز است).
این طرح مانند باکتری ها و جلبک ها هستند که پس انداز شما را میخورند. در یک برنامه بازنشستگی (k-401)، بیشترین میزان پولی که به دست میآورید به جیب مدیر صندوق میرود، نه شما. به طور کلی۸۰٪ از درآمد کسب شده به جیب شرکتهای سرمایهگذاری می رود و چیزی که این وضعیت را بدتر میکند، این است که آنها حقوقشان را میگیرند، حتی اگر برنامه (k-401) پول ها را از دست بدهد.
اکنون چه کسی بازنده است؟ قطعا بانک ها، دولت یا مدیران برنامه (k-401) نیستند!
تمام این موارد دست به دست هم داده تا باعث شود پس انداز کنندگان، بازنده شوند.
به امید درک حقیقت در مورد پول
رابرت کیوساکی